بر بالای صخره اي صاف و بزرگ ودر وسط تنگه بسفر بنای برج دختر استانبول ساخته شد. این بنا توسط دست بشر ساخته شده و زمانی طولانی است که بوسیله انسانها  بهفراموشی رفته است.

روزانه مرغهای دریایی زیادی با سرو صدای خود در بالای برج دختر زیبایی این برج را بیشتر می نمایند.البته بیشتر مردم استانبول این عمارت را دوست دارند و داستانهای عاشقانه بسیاری در باره این برج نقل شده است.

برج دختر استانبول

 

همچنین نام دیگر برج دختر کیز کوله سی می باشد که نویسنده بزرگ ترک در نوشته هایش از برج به عنوان گل نیلوفری که پژمره نمی شود یاد میکند.برج زیبای دختر از جاذبه های معروف استانبول است.

داستان معروفی می باشد که پسری جوان به نام لاندروس برای دیدن معشوقه خود هر شب تا برج شنا می کرده است.در یکی از شبها هوای طوفانی باعث شده بود فانوس دختر خاموش شود و لاندروس جوان راه را گم کرد و غرق شد.

برج دختر استانبول

البته این افسانه ورد زبان سیاحان غربی  در قرن هفده بوده است و باعث شده این بنا به نام برج لاندرا معروف شود.همچنان داستانی دیگر اینکه مربوط به دختر پادشاه می باشد. دختری با موهای بلند و ابروهایی کمانی و چشمان آبی زیبایی داشت و پدرش پادشاه دخترش را از همه پنهان می کرد. روزی از روزها پادشاه از یک پیشگو شنید ماری دختر زیبایش را نیش میزند. پادشاه دستور داد برجی میان تنگه بسازند و از دخترش مراقبت کند ولی روزی از روزها ماری از سبدی که برای دختر انگور فرستاده شده بود ماری بیرون آمد و دختر زیبا را نیش زد.

برج دختر استانبول که سمبل بسیار ارزشمندی شده است بسیاری از نویسندگان و نقاشان خارجی و داخلی و شاعران از این برج الهام میگیرند .